تصویر رویی هفته نامه
تصویر رویی هفته نامه

تصویر پشت هفته نامه
تصویر پشت هفته نامه

موضوع هفته نامه: ملاقات با امام عصر(عج) داستان دوم
شماره هفته نامه: 45

تاریخ انتشار: 1398/11/17

هفته نامه مهدویت: شماره 45

موضوع این هفته: ملاقات با امام عصر(عج)
داستان دوم

به نام دانای توانا

فقط یک حاجت داشت

شیخ محمد طاهر نجفی که مردی باتقوا و خادم مسجد کوفه بود جریان را اینچنین برایم نقل می کرد:
در حالی که من به خاطر مشکلات و موانع اقتصادی در فقر و تنگ دستی زندگی می کردم، در شب جمعه ای به خاطر نداشتن پول برای خرید غذا و مایحتاج زندگیم در حالی که فرزندانم از شدت گرسنگی ناله و بی تابی می کردند، در داخل مسجد کوفه و در یکی از مقامات آن، رو به قبله نشستم و از حال خود در نزد خدا شکایت کردم.

ولی به ناگاه عشق و محبّت امام زمان ارواحنا فداه سراسر وجودم را فرا گرفت، به طوری که گویا حاجت و درخواست دیگری جز دیدار آن حضرت از خدا نداشتم.

در همان حال مناجات با پروردگار مهربانم، با همه ی فشارها و سختی هایی که در مقابلم وجود داشت، گفتم: «خدایا، من به این حال خود راضی ام. (چون تو مولا و صاحب اختیار منی) ولی چه کنم که از امام زمانم دورم و او را نمی بینم و تحمّلِ درد فراق و دوری او را ندارم. اگر به من عنایتی کنی تا توفیق دیدار و زیارت او را داشته باشم، دیگر چیزی از تو نمی خواهم. اشک می ریختم و امام زمانم را صدا می کردم که متوجه شدم بی اختیار سرپا ایستاده ام و سجاده ای سفید در دست دارم در حالی که دست دیگرم در دست آقایی بزرگوار، که آثار عظمت و بزرگی در چهره ی او نمایان بود، قرار دارد. او لباسی زیبا و نفیس بر تن داشت. در نگاه اول گمان کردم که او از پادشاهان است. ولی بعد متوجه شدم مانند علماء، عمامه ای سبز بر سر دارد و پیرمردی با لباس سفید متواضعانه در کنار او ایستاده است.

مدتی گذشت، آرام آرام به طرف محراب مسجد حرکت کردیم. وقتی به نزدیک محراب رسیدیم، آن آقای عزیز فرمودند: «ای طاهر، سجاده را پهن کن.»

من سجّاده را که فوق العاده زیبا و درخشنده بود، باز کردم و رو به قبله انداختم. آن آقای مهربان روی آن سجّاده مشغول نماز شد. در حین نماز هر لحظه نور و بزرگی ایشان در نظرم بیشتر می شد، به طوری که دیگر نتوانستم در صورتشان نگاه کنم. در دلم گفتم این آقا کیست که این چنین عظمت و شوکتی دارد؟
وقتی نماز تمام شد، دیدم آقا در تخت بلندی نشسته اند و می فرمایند: «ای طاهر، گمان میکنی من کدام یک از پادشاهان هستم؟ گفتم: «ای مولای من، شما سیّدِ عالَم هستید و از این دسته از شاهان نمی باشید.» فرمود: «ای طاهر به حاجت خود (زیارت امام زمان) رسیدی. (در اینجا من یقین کردم که با امام زمانم دیدار نموده ام).
بعد فرمودند: «حالا بگو از ما چه می خواهی؟ آیا فکر می کنی که ما به شما توجه نداریم؟ بدان که ما از احوال و اعمال شما آگاهیم. و بالاخره آن حضرت به من فرمودند: که وضعم خوب می شود و از آن تنگدستی نجات پیدا خواهم کرد.


در این زمان، شخصی که من او را می شناختم و می دانستم که او از افراد معصیت کار و دور از حقیقت است، وارد مسجد کوفه شد. ناگهان دیدم آثار ناراحتی در سیمای امام زمان(ع) ظاهر گشت. (و به طوری که من بشنوم) فرمودند: «ای ... کجا فرار می کنی؟ مگر زمین و آسمان تحت ولایت و سرپرستی ما نیست؟ در زمین و آسمان باید احکام و دستورات خدا اجرا شود و تو چاره ای نداری جز اینکه به فرمان ما باشی!» سپس با لبخندی به من فرمودند: «ای طاهر به حاجتت رسیدی، دیگر چه می خواهی؟» من به قدری تحت تاثیر بزرگی و هیبت آن امام مهربان قرار گرفته بودم که نمی توانستم سخنی بگویم. دوباره حضرت همین کلام را تکرار کردند. باز هم سکوت کردم و به قدری خوشحال بودم که وصف ناپذیر بود. در این میان ناگهان در کمتر از چشم برهم زدنی، حضرت از مقابل دیدگانم غایب شد و من خود را تنها در مسجد یافتم و شکر خدا بعد از دعا و عنایت حضرت ولی عصر(عج) مشکلاتم برطرف شد. و در وسعت رزق و نعمت های الهی قرار گرفتم.
(کتاب ملاقات با امام زمان(ع)، ص 161)

«این شما و این لطف و کرم و دستگیری امام زمانتان»
«گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب خانه چیست؟»

چند نکته مهم:

چرا وقتی در گرفتاری ها واقع می شویم، تنها برای برطرف شدن آن دعا می کنیم و گویا حاجت دیگری نداریم، در حالی که شیخ طاهر همه ی گرفتاری ها را در نبود امام زمانش می بیند، برای همین حوائج دیگر را نادیده می گیرد و می گوید خدایا من فقط امام زمانم را از تو می خواهم و اگر تنها همین حاجتم برآورده شود، که من با امام زمانم باشم، برای رفع همه ی حوائجم کافی است. من امام زمان و صاحب دارم، پس چرا او را از تو نخواهم و به او توجه نداشته باشم؟ مثل آن کودکی که در خطرات پدر و مادر خود را صدا می زند، چون به جز آنها حامی و سرپرست دیگری را نمی شناسد.

2- امام زمان(عج) فرمودند: «شیخ طاهر، من همیشه به یاد شما هستم.» پس با این وصف چرا ما در فشار و گرفتاری هستیم؟
چون ما به یاد آن حضرت و توجه به این پدر و آقای مهربان نیستیم، برای همین است که ما از لطف و عنایت و دستگیری آن حضرت هم محروم می گردیم. هر کسی به امام عصر(عج) توجه کرد و به یاد او بود، یعنی دست خود را به سوی الطاف و کمک های آن حضرت دراز کرده است.

3-مگر آسمان و زمین مال خدا نیست؟ پس ولایت و سرپرستی آن حضرت چه معنایی دارد؟
آری، این مقام و منزلت حضرت در عالَم است که واسطه ی فیض و رحمت خدا بر خلق هستند. به خاطر همین نام ایشان صاحب الزمان است. یعنی ولی و سرپرست هدایت و تربیت خلق هستند. ولی چون اکثر مردم به گناه و دوری از دستورات خدا مشغولند از هدایت و دستگیری آن حضرت محرومند و در غیبت و دوری از ایشان گرفتار شده اند.

ما را در فضاهای مجازی دنبال کنید:
در تلگرام
https://t.me/Dar_Entezare_Noor
در سروش
sapp.ir/dar_entezare_noor
در ایتا
eitaa.com/dar_entezare_noor
و در اینستاگرام
https://instagram.com/_u/dar_entezare_noor
و در توییتر
https://twitter.com/DarEntezareNoor

تلفن جهت دریافت بروشورها و راه اندازی برنامه سه شنبه های مهدوی در محله یا محل کار شما: 09179139858